چرا دیگه نمی‌تونیم تمرکز کنیم؟

تمرکز

مدتی می‌شد به این نتیجه رسیده بودم که تمرکزم روی کارها اونطوری که باید نیست. نه می‌تونستم مثل سال‌ها قبل کتاب بخونم، نه می‌تونستم مثل همیشه بخشی از زمان روزانه‌م رو به نوشتن اختصاص بدم و نه حتی ساده‌ترین کارهایی که انجامشون زمان خاصی نمی‌برد رو به راحتی انجام بدم. البته این به این معنی نیست که هیچ کاری نمی‌کردم؛ می‌کردم اما نه با راندمان مناسب. این مسئله هفته به هفته و ماه به ماه بدتر شد تا جایی که به مرز کلافگی رسیدم.

قبل از اینکه سراغ دلیلش برم می‌خوام یک موضوع عمومی‌تر رو باهم بررسی کنیم. خیلی از ما طی سال‌های گذشته با عمیق‌تر شدن نفوذ تکنولوژی به زندگیمون، کمابیش این مسئله رو حس کردیم که گجت‌های متنوع بخش زیادی از حواس ما رو به خودشون معطوف کردن. خودم رو مثال می‌زنم. وقتی کتاب می‌خوندم، پاراگراف اول تموم نشده ناخوداگاه به این فکر می‌کردم که اتفاقی داره توی گوشیم می‌افته. برش می‌داشتم، توییترم رو چک می‌کردم، احتمالا یکی دو تا توییت رو فیو می‌کردم، یه سر به ایمیل‌هام می‌زدم، عکس‌های جدید اینستاگرامم رو می‌دیدم و دوباره برمی‌گشتم به کتاب. و این چرخه مدام ادامه پیدا می‌کرد؛ پاراگراف سوم، خط چهارم، گوشی، صفحه دوم، گوشی، صفحه سوم، گوشی… اوه، فلان شرکت سرویس جدیدی رو معرفی کرده، باید خبرش رو بخونم! دوباره کتاب. این بار نوتیفیکشن گوشی از فیسبوک. ای بابا. یکی که تا دیروز با اون یکی همکار بود الآن علیه‌ش یه متن توی فیسبوک نوشته. عجب آدمایی‌ان… ادامه مطلب

کارآفرینی که هر ماه استارتاپ جدیدی راه می‌ندازه

Pieter-Levels

چند وقت پیش که داشتم طبق عادت روزانه، فیدهای خبری رو مرور کردم با یک مطلب عجیب رو به رو شدم؛ پستی درباره کارآفرینی که هر ماه استارتاپ جدیدی راه‌اندازی می‌کنه! موضوع به اندازه‌ای جالب بود که بخوام روی لینک مصاحبه کلیک کنم و بخونمش.

مطلب درباره آقای “پیتر لِولز” بود؛ کسی که با بنیانگذارها و موسس‌های معمولی که می‌شناسیم تفاوت زیادی داره. اول اینکه در جای ثابتی زندگی نمی‌کنه. در واقع یک خانه به دوش دیجیتال یا digital nomad هست و با یک کوله که حداقل لوازم مورد نیاز برای زندگی و کار توش جا داده شده، از شهر و کشوری به شهر و کشور دیگه‌ای در حال سفره (حتی یکی از استارتاپ‌هاش هم مرتبط با همین موضوعه). نکته دوم هم که توجه رسانه‌ها رو بهش جلب کرده، پروژه‌ایه به نام “۱۲ در ۱۲” که با هدف راه‌اندازی ۱۲ استارتاپ در ۱۲ ماه ایجاد شده.

آقای لولز در جایی از مصاحبه‌ش به این نکته اشاره می‌کنه که به نظرش بخش زیادی از فعالیت‌هایی که در دنیای استارتاپ‌ها انجام می‌شه موجب حواس پرتیه. وبلاگ‌های فناوری، رویدادهای مختلف، مربی‌ها و حتی جاهایی مثل incubatorها خیلی وقت‌ها صرفا باعث حواس پرتی آدم‌ها می‌شن. این خیلی نکته مهمیه. داشتن اطلاع از وضعیت حوزه کاری و ارتباط با آدم‌های جدید یک نیازه ولی پرداختن بیش از حد به اون باعث می‌شه که از کار اصلی که باید انجام بدید دور بشید. مهم‌ترین مسئله در این زمینه اینه که در سریع‌ترین زمان ممکن پروژه‌تون رو بسازید. این کار باعث می‌شه از ۹۹ درصد آدم‌های اطرافتون جلو بی‌افتید.

پیشنهاد می‌کنم حتما این مصاحبه رو بخونید. نکات خوب زیادی توش هست که می‌تونه برای خیلی‌ها مفید باشه.

عکس از اینجاست.

ما در زیگزاگ‌لب برنامه‌نویس استخدام می‌کنیم

ما برای توسعه فنی یکی از پروژه‌هامون در زیگزاگ‌لب به دنبال برنامه‌نویس Node.js و برنامه‌نویس PHP هستیم. شرکت ما در ترکیه فعاله اما تیم ما به صورت ریموت کار می‌کنه بنابر این مهم نیست که کجا زندگی می‌کنید. نکته مهم برای همکاری، داشتن تخصص و تجربه کافی و همینطور اینترنت خوبه! پروژه‌ای که قراره روی اون کار کنید در فاز توسعه قرار داره و وظیفه شما، ادامه توسعه اون، تست و انتشار نسخه‌های بتا و نهایی هست. ما یک تیم کوچیک هستیم و علاقه داریم تا افراد جدیدی که به تیم اضافه می‌کنیم، بتونن بر اساس تخصص‌های مختلفی که دارن با ما کار کنن؛ نه صرفا در قالب یک سِمَت شغلی.

در دورکاری داشتن انضباط زمانی و تعهد کاری اهمیت بیشتری داره. می‌تونید ساعات کاری رو خودتون پیشنهاد بدید و بر اساس همون جدول زمانی پیش برید. تنها چیزی که ما بررسی می‌کنیم و برامون مهمه، خروجی مناسب کار بر اساس تسک‌ها و بازه‌های تعریف شده‌ست.

توضیحات کامل موقعیت شغلی اول در این لینک و موقعیت شغلی دوم در این لینک قرار داره. اگر علاقه دارید که به ما ملحق بشید و شرایط عنوان شده برای این موقعیت‌ها رو دارید، حتما با ایمیل [email protected] با ما تماس بگیرید. لطفا روزمه رو بر اساس نیازمندی‌های هر کدوم از موقعیت‌های شغلی بفرستید و لینک دو یا سه نمونه کار مرتبط با اون رو هم قرار بدید.

نکته آخرم اینکه برامون مهمه که اگر آقا هستید، یا خدمت رفته باشید یا تصمیمی برای رفتن به خدمت نداشته باشید! اگرم پاسپورت دارید که خیلی بهتره.

گسترش دسترسی به اینترنت در حاشیه کنگره موبایل

مارک زاکربرگ

طی روزهای گذشته کنفرانس‌های مختلفی در حاشیه کنگره جهانی موبایل در بارسلونا برگزار شدن. دیروز مارک زاکربرگ و امروز، جیمی ولز در دو کنفرانس جداگانه که فرصت شرکت در اون‌ها رو داشتم، درباره موضوع مشترکی که به نظر تبدیل به دغدغه شرکت‌های بزرگ اینترنتی شده صحبت کردن. گسترش دسترسی به اینترنت در کشورهای در حال توسعه، موضوعی هست که مجموعه‌های تاثیرگذار این حوزه در حال صرف هزینه و زمان براش هستن تا تعداد افراد بیشتری بتونن از محتوا و امکانات موجود در این بخش استفاده کنن.

روز گذشته زاکربرگ درباره پروژه internet.org صحبت کرد و توضیح داد که چطور با همکاری شرکای دیگه مشغول هستن تا بتونن اینترنت رو به جاهای دور افتاده‌ای در کشورهای آفریقایی برسونن. نکته جالبی که زاکربرگ بهش اشاره کرد بحث نحوه پرداختن به این مسئله‌ست. کنایه‌ای که احساس می‌کنم به طور غیرمستقیم به گوگل زده شد تا مطرح کنه شرکت‌های بزرگ با بیان عناوین قشنگی برای این مسئله مثل ماهواره‌های اینترنتی یا بالن‌های اینترنتی، سعی می‌کنن تا بیشتر برای خودشون تبلیغ کنن در حالی که مشکل نه تنها فقط بحث دسترسی اینترنت نیست، بلکه چگونگی استفاده از اون و نحوه پرداخت مردم به اون هم مطرحه.

جیمی ولز

جیمی ولز هم امروز درباره همین موضوع صحبت کرد. ویکی پدیا به عنوان یکی از ۱۰ سایت پر بازدید دنیا نقش به سزایی در گسترش اطلاعات و دانش آدم‌ها داره و مثل فیسبوک می‌تونه در این زمینه تاثیر گذار باشه. ولز هم درباره پروژه‌ای به نام Wikipedia Zero صحبت کرد تا تحت قالب اون بشه با همکاری عرضه کننده‌های اینترنت، دسترسی به ویکی پدیا رو در کشورهای در حال توسعه رایگان کنن.

حدود یک دهه پیش، مهم‌ترین مسئله مشابهی که توجه جهان بهش جلب می‌شد، دسترسی به آب سالم و غذای سالم در کشورهای آفریقایی بود و حالا اینترنت هم در کنار سایر نیازمندی‌ها قرار گرفته. کاش می‌شد اهمیت این موضوع رو اونطور که باید در جاهایی مثل ایران هم تعریف کرد. بحث فقط دسترسی نیست. دقیقا مثل اینکه قبلا هم بحث فقط عرضه غذا برای محروم‌ها نبود. صفت سالم بودن آب و غذا برای اینترنت، سرعت و کیفیته. ارائه دسترسی به اینترنت پر سرعت خیلی وقته که دیگه نیازی به دلیل نداره؛ همونطور که غذا خوردن یک لازمه برای زندگیه.

استارت‌کست: ایرانی‌های پشت استارتاپ‌ها

Startcast

چند ماهی بود که دنبال ایده‌ای برای انجام یک پروژه شخصی در قالب ویدیو می‌گشتم. این روزها با دیدن کارهای فوق‌العاده‌ای که به صورت آنلاین داره تو این زمینه انجام می‌شه، کمتر کسی رو پیدا می‌کنید که از دیدن یک سری از این کارها به وجد نیاد. از طرفی هم نوشتن در حوزه فناوری کمی برام تکراری شده و دنبال راهی بودم تا شاخه جدیدی رو برای فعالیت در این زمینه انتخاب کنم. نتیجه این‌ها، پروژه‌ای شده که اسمش رو گذاشتم استارت‌کست.

اولین بار حدود چهار سال پیش بود که سری مصاحبه‌هایی رو با چهره‌های فعال وب انجام دادم. احتمالا خیلی‌ها که اون موقع وبلاگینا رو دنبال می‌کردن، بخشی از اون مصاحبه‌ها رو شنیدن یا خوندن. بیشتر اون مصاحبه‌ها به صورت پادکست تهیه شدن و در زمان خودشون بازخورد خیلی خوبی داشتن. گپ و گفت‌های دوستانه درباره زندگی افراد فعال و نحوه شکل گیری کارشون باعث می‌شه تا کاربرها، درباره آدم‌هایی که پشت سرویس‌ها و پروژه‌های مختلف قرار دارن بیشتر آشنا بشن.

حالا که چند سالی از اون موقع می‌گذره، جو داغ استارتاپ‌ها هم به حوزه فناوری اضافه شده و از طرفی چهره‌های فعال و موفق بیشتری رو می‌شه بین ایرانی‌های داخل ایران و خارج از اون پیدا کرد که یا کسب‌وکار خودشون رو راه‌اندازی کردن و یا مشغول به کار در شرکت‌های معروف دنیا هستن.

استارت کست، سری مصاحبه‌های ویدیویی خواهد بود که هر ماه به صورت حضوری سراغ یکی از این آدم‌ها می‌ره و باهاشون گپ می‌زنه؛ درباره اینکه چطور بزرگ شدن، کجا تحصیل کردن، چی‌ها خوندن، کارشون رو چطور شروع کردن و جزئیات شنیدنی دیگه.

مدت زمان هر ویدیو بین ۳۰ تا ۳۵ دقیقه خواهد بود و می‌شه اون رو از سایت پروژه، یوتیوب و آپارات مشاهده کرد و همینطور، نسخه صوتی اون رو از آی‌تیونز شنید. اگر همه چیز خوب پیش بره، اولین برنامه قبل از عید ۹۴ منتشر می‌شه. تا اون موقع می‌تونید ایمیل‌تون رو در خبرنامه استارت‌کست ثبت کنید تا قبل از دیگران، از انتشار مصاحبه‌ها با خبر بشید.

ضمن اینکه من از همه پیشنهادهای احتمالی استقبال می‌کنم.

نکاتی درباره دورکاری و مدیریت تیم‌ها از راه دور

دورکاری

چند سالی می‌شه که دورکاری (یا Remote Work) تبدیل به فرهنگی آشنا برای تیم‌ها شده و شرکت‌های زیادی به سمتش رفتن. این موضوع در کنار داشتن مزیت‌های فراوان ممکنه در نگاه اول سوالات زیادی رو بخصوص برای مدیرها در ذهن ایجاد کنه. اگر کتاب Remote رو خونده باشید، احتمالا با بخشی از این سوالات و پاسخ‌های اون آشنا هستید. اگر هم نخوندید و به این موضوع علاقه‌مندید، بخونیدش.

توی این پست یک نگاه اجمالی به دورکاری می‌ندازیم و اون رو از جنبه مدیریتی بررسی می‌کنیم. سعی کردم بعضی تجربه‌هایی که طی چهار سال گذشته درباره این موضوع به دست آوردم رو هم اینجا بنویسم.

همه مشاغل برای دورکاری مناسب نیستن

قبل از اینکه به عنوان مدیر یک مجموعه تصمیم بگیرید که سراغ این موضوع برید، طبیعتا باید در نظر داشته باشید که هر شغلی رو نمی‌شه با دورکاری انجام داد. مثلا اگر صاحب رستوارن باشید، گارسون شما نمی‌تونه از راه دور براتون کار کنه. اما از طرفی، اگر کارمند شما این امکان رو داره (یا داشته) که توی یک روز سرد و برفی، از توی خونه کارهای شرکتتون رو انجام بده، پس امکان انجام اون کار از راه دور هم به صورت دائمی وجود داره. تقریبا بخش عمده‌ای از مشاغل مرتبط به حوزه وب و موبایل رو می‌شه از راه دور انجام داد. ادامه مطلب

۲۷ چیزی که در ۲۷ سالگی یاد گرفتم

۲۷ سالگی

وقتی آدم‌ها بزرگ‌تر می‌شن، به مرور تجربیات مختلفی کسب می‌کنن. هرچقدر خودتون و محیط اطرافتون پر جنب و جوش‌تر باشه، کمیت و کیفیت این تجربه‌ها ممکنه بیشتر باشه. این‌هایی که این پایین نوشتم چیزهایی هستن که در پایان ۲۷ سالگی به‌عنوان یک سری تجربه می‌تونم با دیگران به اشتراک بذارم. ایده این پست مربوط به این مطلب Dave Basu در مدیوم هست. ادامه مطلب

از مطالعه تئوری‌ها تا تجربه عملی

خیلی‌هامون عادت داریم تا هر مطلبی که مرتبط با حوزه کاریمون هست رو بخونیم. کتاب‌های تازه منتشر شده، مجلات تخصصی، مطالب سایت‌ها و وبلاگ‌ها و هر چیزی که می‌تونه به افزایش اطلاعات ما کمک کنه. فرض کنید کسی رو که هر مطلبی که درباره راه‌های موفقیت یک استارتاپ یا کسب درآمد بهتر از اون هست رو خونده؛ و هی می‌خونه و می‌خونه. کار به جایی می‌رسه که ذهن اون آدم پر می‌شه از کلی راهکار درباره کلیات و جزئیات اون مبحث. اما مشکل اصلی اینه که ممکنه هیچ وقت اون تئوری‌ها در عمل مورد استفاده قرار نگیرن. اینجاست که می‌بینیم کلی آدم در اطرافمون وجود دارن که اطلاعات تئوری زیادی درباره یک موضوع دارن بدون اینکه خروجی اون‌ها رو در دنیای واقعی و شرایط بومی خودشون آزمایش کرده باشن.

چه فایده‌ای داره این همه دانش اطلاعاتی داشته باشیم اما در زندگی واقعی ازشون استفاده نکنیم؟ حداقل تاثیرگذارترین گام اولیه اینه که اون‌ها رو برای خودمون و روی خودمون یا پروژه‌هامون مورد استفاده قرار بدیم.

اگر درباره شیوه جذب بیشتر مشتری کتابی خوندید و راهکارهای جدید پیدا کردید که به نظر خوب میان، اون رو روی پروژه خودتون اعمال کنید. اگر درباره مدیریت وظایف یا زمان، شیوه‌های مناسبی رو پیدا کردید، از امروز روی زندگی و کار خودتون پیاده‌ش کنید. همین امروز؛ البته اگر می‌تونید!

احتمالا شما هم مثل من در روز کلی مطلب و مقاله آموزشی درباره چیزهای مختلف می‌خونید به این امید که یک روز مبادا به کارتون بیان و بخواید اون‌ها رو اجرا کنید. خب، فرض کنید اون روز مبادا همین امروزه. انجامشون بدید تا هم تجربه‌ش رو کسب کنید و هم این روال تبدیل به یک روال گردشی در زندگی‌تون بشه.

انتشار/مطالعه داستان‌های شکست در کنار داستان پیروزی

برای هر کسی که کسب و کاری رو شروع یا مدیریت می‌کنه، اطلاع از داستان موفقیت آدم‌ها در حوزه خودش می‌تونه اهمیت زیادی داشته باشه. کسی نیست که نخواد بدونه چه افراد موفقی در دنیا مشغول به انجام کاری بودن/هستن که اون الآن داره انجامش می‌ده. آدم‌ها می‌خوان مسیر موفقیت کاری دیگران رو بدونن تا از این طریق بتونن دورنمای خودششون رو بهتر توی ذهنشون ترسیم کنن.

اما برای موفقیت توی یک حوزه کاری، فقط خوندن داستان موفقیت دیگران نمی‌تونه تاثیرگذار باشه. به همون نسبت، اطلاع پیدا کردن از داستان‌های شکست دیگران و دلایل شکست‌شون می‌تونه در این زمینه کمک کننده باشه.

مثلا به این فکر کنید که چرا کسب و کار فولان با وجود سرمایه و برنامه خوب شکست خورده. یا چرا یک ایده ایده‌آل نتونسته بعد از مدتی اونطور که باید موفق بشه.

نکته مهم‌تر از این طرف، به اشتراک گذاشتن داستان‌های شکست هست. فرضا اگر من نتونستم در یک پروژه‌ای اونطور که باید موفق بشم، خیلی خوبه که بیام و دلایلی که از نظر خودم باعث این کار شدن رو بنویسم تا بقیه هم بفهمن. باید کسانی که تازه وارد یک حوزه کاری می‌شن درک کنن که فقط موفقیت در انتظارشون نیست و به همون نسبت، آدم‌هایی شبیه اون‌ها بودن که با انگیزه یا سرمایه یا تیم و برنامه خوب شروع کردن اما بنا به دلایلی موفق نشدن و موفق نشدن هم بخشی از خروجی کاره و باید اون رو هم با آغوش باز پذیرفت.

نگاهی کلی به وضعیت بازار استارتاپ‌ها در ترکیه

وضعیت استارتاپ‌ها در ترکیه

بعد از انتشار خبر مربوط به نمودار وبلاگ اکونومیست درباره ارزش استارتاپ‌های ایرانی و حاشیه‌هایی که در پی داشت، چند جا دیدم که بین شرکت‌های اینترنتی فعال در ایران با شرکت‌های مطرح در ترکیه مقایسه‌ای شده بود. به همین خاطر به نظرم اومد تا با توجه به اینکه اینجا از نزدیک در جریان بعضی از فعالیت‌های استارتاپ‌های ترکیه هستم، مطلبی رو در این رابطه منتشر کنم.

اگر بخوایم بازار استارتاپ‌های ترکیه رو در وضعیت گذر از حالت نوجوانی به جوانی در نظر بگیریم، این وضعیت برای ایران هنوز در حالت کودکی تعریف می‌شه. بنابر این مقایسه دو کشور از خیلی از نظرات، حداقل توی این بازه ممکن نیست. قطعا تلاش ما می‌تونه مسیر رسیدن به جایگاه ترکیه رو برامون هموار کنه اما اینکه چطور و چقدر زمان می‌بره، به خیلی چیزها بستگی داره.

وجود زیرساخت‌های مدرن، عدم تحریم و امکان استفاده از درگاه‌ها و کارت‌های بانکی بین‌المللی، امکان ارائه سرویس از ترکیه به کاربران خارج از ترکیه (به همون دلیل قبلی)، فعالیت گسترده شرکت‌های سرمایه‌گذاری غیر ترک در کنار شرکت‌های ترک، کمرنگ بودن باندبازی و عدم وجود فرهنگ «من از همه بیشتر می‌فهمم» و از همه مهم‌تر، سادگی مراحل ثبت شرکت برای استارتاپ‌های اینترنتی، از جمله مورادی هست که ما اون‌ها رو توی ایران نمی‌بینیم.

فعالیت شرکت‌های سرمایه‌گذاری

اگر به‌عنوان یک کارآفرین بخواین اینجا توی این حوزه فعالیت کنید، در کنار وجود ایونت‌های مختلف که هدف‌شون صرفا شبکه‌سازی نیست و از توی اون‌ها پروژه‌های موفق هم بیرون میاد، می‌تونید به کمک یک روال مشخص سراغ بیش از ۲۰ شرکت سرمایه‌گذار که اختصاصا دارن توی همین حوزه فعالیت می‌کنن برید. مثلا Etohum یکی از معروف‌ترین مجموعه‌های سرمایه‌گذار ترک هست که خیلی هم فعاله.

بازار بزرگ کاربران شبکه‌های اجتماعی و موبایل

طبق آمار منتشر شده، ۴۷ درصد مردم ترکیه (حدود ۳۵ میلیون نفر) به اینترنت دسترسی دارن که از این تعداد، ۹۱.۵ درصدشون دسترسی به اینترنت پرسرعت دارن. ترکیه در سال ۲۰۱۳ حدود ۳۳ میلیون کاربر فیسبوک داشته. در همین سال کاربرهای ترک ۱۶.۵ میلیارد دلار در فروشگاه‌های آنلاین خرج کردن که از این مبلغ، حدود ۱.۱ میلیارد دلارش از طریق موبایل انجام شده. گفته می‌شه که در سال جاری میلادی ۶ درصد کاربران ترک برای خریدهای آنلاین از موبایل استفاده خواهند کرد. ۸۵ درصد کل جمعیت ترکیه موبایل داره که یک پنجم این موبایل‌ها رو تلفن‌های هوشمند تشکیل می‌ده. (این آمار رو مطالعه کنید.)

نکته جالب‌تر، سرمایه‌گذاری حدود ۴ میلیارد دلاری توسط شرکت‌های خصوصی برای افزایش تولید ناخالص ملی از طریق اینترنت در کشور ترکیه‌ست. همه این‌ها و دلایلی بیشتر از این باعث شدن تا کشور ترکیه بعد از هند، تبدیل به دومین کشور با رشد سریع در حوزه تجارت الکترونیک بشه.

وجود شرکت‌های موفق اینترنتی و جذب سرمایه

gittigidiyor

بیاید کمی درباره استارتاپ‌های ترکیه هم صحبت کنیم. رشد بازار استارتاپ‌ها در ترکیه از حدود ۳ سال پیش شروع شد؛ وقتی که شرکت ebay اومد و بیش از ۹۰ درصد از سهم سایت حراجی gittigidiyor.com رو خرید. رقم رسمی درباره این معامله منتشر نشده اما ارقام غیر رسمی می‌گن که ارزش معامله حدود ۲۱۵ میلیون دلار بوده. این سایت حدود ۵ میلیون کاربر فعال ماهانه داره.

در همون سال شرکت Nasper اومد و ۷۰ درصد از سهم فروشگاه آنلاین Markafoni رو به قیمت ۲۰۰ میلیون دلار خرید. این سایت حدود ۳ میلیون کاربر فعال ماهانه داره.

بازم در همون سال، یک شرکت سرمایه‌گذاری آمریکایی ۲۶ میلیون دلار روی Trendyol به‌عنوان یکی از مطرح‌ترین سایت‌های فروش لباس و محصولات مد سرمایه‌گذاری کرد. نکته جالب درباره این سایت، موسس زن اون، Demet Mutlu هست که سن زیادی هم نداره و این تقریبا اولین موفقیت چشم‌گیر یک کارآفرین زن در حوزه تجارت الکترونیک در ترکیه به حساب میاد. این سایت هم حدود ۲.۵ میلیون کاربر ماهانه داره.

demet mutlu

یکی دیگه از استارتاپ‌هایی که من ازش خوشم میاد، yemeksepeti هست. سایت موفق دلیوری غذا با همکاری ۷۵۰۰ رستوران که باز هم به کمک یک سرمایه‌گذار خارجی حدود ۴۴ میلیون دلار روش سرمایه‌گذاری شده. داشتن حدود ۱.۹ میلیون کاربر ثبت‌نام شده، ۹ میلیون کاربر فعال در ماه، ثبت ۵۰ هزار سفارش در روز، فعالیت در بازارهای امارات و روسیه در کنار ترکیه و ۱۵۰ میلیون دلار درآمد در سال ۲۰۱۲ از جمله دلایل موفقیت این شرکت به حساب میاد. جالبه که ۲۰ درصد از سفارشات روزانه ثبت شده در این سایت توسط موبایل انجام می‌شه.

و در نهایت، Peak Games یکی از نمونه‌های مثال زدنی استارتاپ‌های موفق ترکیه هست. سومین شرکت بزرگ بازی‌های اجتماعی (از نظر کاربر) در دنیا بعد از Zynga و King. این شرکت در مجموع تونسته ۱۱.۵ میلیون دلار سرمایه جذب کنه. داشتن ۳۰ میلیون کاربر فعال ماهانه که ۹.۴ میلیون اون‌ها هر روز دارن بازی‌های این شرکت رو بازی می‌کنن، فعالیت در ترکیه، چند بازار خاورمیانه و آفریقای شمالی و داشتن ۱۷۰ کارمند از جمله نکات جالب توجه این شرکت به حساب میان.

امکان کار در فضاهای اشتراکی

Urban station

یکی دیگه از نکات مهم برای فعالیت تیم‌های استارتاپی در هر کشوری، وجود یک فضا برای دور هم جمع شدن و کار کردنه. این موضوع در ترکیه هم در حال جا افتادن هست. علاوه بر سادگی امکان ثبت شرکت و استفاده قانونی از آدرس خونه، می‌شه با هزینه کم از فضاهای اختصاصی برای کار استفاده کرد. جاهایی مثل Urban Station وجود دارن که شبیه کافه اما اختصاصا برای «کار» هستن. همه خدماتی که افراد برای کار کردن نیاز دارن (از اینترنت گرفته تا پرینتر و پذیرایی رایگان و میز و صندلی و اتاق جلسه) رو می‌تونن به راحتی در این مکان‌ها که بخصوص در استانبول کم هم نیستن پیدا کنن.

مجلات فعال و انتشار مطالب مربوط به کارآفرینی

از نسخه ترکی ماهنامه HBR گرفته تا مجلات داخلی حوزه کارآفرینی و استارتاپ و سایت‌های فعال در این زمینه، در حال تلاش هستن تا سهم بیشتری از افراد رو با این حوزه درگیر کنن. بنظرم این هم یکی دیگه از نکات لازم برای آشنایی بیشتر جامعه با مباحث این حوزه و فعالیت در اون هست.

فعالیت گسترده استارتاپ‌های جدید

برخلاف ایران، در ترکیه به طور گسترده شاهد رونمایی از استارتاپ‌های جدید هستیم. در واقع همونطور که انتظار می‌ره به صورت ماهانه چندین سرویس و سایت جدید برای ارائه خدمات از طریق وب یا موبایل رونمایی می‌شه. همین مسئله برای تعیین سطح فعالیت گروه‌ها، شکست و ایجاد تجربه و یا موفقیت و جذب سرمایه‌گذارهای بیشتر و در نهایت افزایش رقابت و انگیزه کمک بزرگی کرده.

—–

موارد بالا نمونه‌ای از فعالیت‌های صورت گرفته و در حال انجام در حوزه کارآفرینی اینترنتی در ترکیه هستن. قطعا می‌شه بخش‌های زیادی (مثل قدرت و جایگاه اقتصادی ترکیه) رو به موضوعات بالا اضافه کرد و دو کشور رو از جنبه‌های مختلف دیگه‌ای هم مقایسه کرد. من فکر می‌کنم هنوز خیلی زوده تا بخوایم ایران رو از این نظر با ترکیه مقایسه کنیم. بعید می‌دونم چه از نظر کمیت (که فکر نمی‌کنم شرکت‌هایی که بشه اون‌ها رو استارتاپ اسم‌گذاری کرد به عدد ۱۰۰ برسن در ایران) و چه از نظر کیفیت در خیلی زیرساخت‌ها و خدمات، بتونیم چنین مقایسه‌هایی رو در بازه فعلی منطقی بدونیم.

اگر نظری در این رابطه دارید لطفا با بازخوردها به تکمیلش کمک کنید.